بخصوص سیما خانوم .
و دیگر هیچ نمیگویم..............................
اونی که وبلاگو به عشقش می نوشتم از دستش دادم..............
به او بگویید دوستش دارم.............................
.......................خدا حافظ............................
بخصوص سیما خانوم .
و دیگر هیچ نمیگویم..............................
اونی که وبلاگو به عشقش می نوشتم از دستش دادم..............
به او بگویید دوستش دارم.............................
.......................خدا حافظ............................
فاصله را تو يادم دادي
وقتي با لبخند
دور شدي از من

عکاس بهتر از ما فاصله را مي فهميد
تو در عکس نيستي
فاصله يعني تو...![]()
![]()
![]()
دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشي مياي بازي کنيم؟ بعده اينکه
بازيمون تموم شد گفت تو بهترين
داداشه دنيايي،وقتي بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو
ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم
دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايي وقتي ازدواج کرد من
ساقدوشش بودم بازم گفت تو
بهترين دادشه دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم
اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو
بهترين دادشه دنيايي چند وقت بعد وقتي دفتره خاطراتشو خوندم ديدم
نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما
ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيايي..!
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق
يعنی هرچه بينی عکس يارعشق
يعنی ديده بر در دوختنعشق
يعنی در فراقش سوختنعشق
يعنی شعله بر خرمن زدنعشق
يعنی رسم دل بر هم زدنعشق يعنی لحظه های التهاب
عشق
يعنی لحظه های ناب نابعشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق
يعنی آب بر آذر زدن 
یه روز تو جهنم همدیگرو می بینیم اخه هر ۲ تامون
جهنمی هستیم تو به جرمه اینکه قلب منو دزدیدی و
من به خاطر اینکه به جای خدا تو رو پرستیدم![]()
![]()
به خاطر تو
در باغهاي سرشار از گلهاي شكوفنده
من
از رايحه بهار زجر مي كشم !
چهره ات را از ياد برده ام
ديگر دستانت را به خاطر ندارم
راستي ! چگونه لبانت مرا مي نواخت ؟!
به خاطر تو
پيكره هاي سپيد پارك را دوست دارم
پيكره هاي سپيدي كه
نه صدايي دارند
نه چيزي مي بيننند !
صدايت را فراموش كرده ام
صداي شادت را !
چشمانت را از ياد برده ام .
با خاطرات مبهمم از تو
چنان آميخته ام
كه گلي با عطرش !
مي زيم
با دردي چونان زخم !
اگر بر من دست كشي
بي شك آسيبي ترميم ناپذير خواهيم زد !
نوازشهايت مرا در بر مي گيرد
چونان چون پيچكهاي بالارونده بر ديوارهاي افسردگي !
من عشقت را فراموش كرده ام
اما هنوز
پشت هر پنجره اي
چون تصويري گذرا
مي بينمت !
به خاطر تو
عطر سنگين تابستان
عذابم مي دهد !
به خاطر تو
ديگر بار
به جستجوي آرزوهاي خفته بر مي آيم :
شهابها !
سنگهاي آسماني !!